انحصار وراثت, امور حسبی, خانواده

05 . 08 . 2026

آیا می‌توان حکم حجر را باطل کرد؟

در این مقاله با مراحل، شرایط و مدارک لازم برای ابطال حکم حجر آشنا شوید. نکات مهم حقوقی و نقش دادگاه و پزشکی قانونی را بررسی می‌کنیم.

نویسنده:

دکتر خلیل جمعه‌زاده؛ وکیل پایه یک دادگستری موکل یار

دکتر خلیل جمعه زاده

وکیل پایه یک دادگستری با شماره پروانه : 27240 | دکترای حقوق از دانشگاه شهید بهشتی | شروع فعالیت از سال 1395

نشر مقاله در:

دنبال کردن موکل یار

با عضویت در وبلاگ موکل یار ما را دنبال کنید و از آخرین و به روز ترین مقالات بهره مند شوید .

حجر وضعیتی حقوقی است که به دلیل ناتوانی فرد در انجام امور مالی یا حقوقی، مانند صغر سن، جنون یا سفاهت، توسط دادگاه صادر می‌شود و موجب محدودیت در اعمال حقوقی او می‌گردد. اما این سؤال برای بسیاری مطرح است که آیا امکان رفع یا لغو این حکم وجود دارد و فرد می‌تواند دوباره به حقوق کامل خود دست یابد؟ در حقیقت، حکم حجر همیشگی نیست و قانون راه‌هایی برای بازگشت صلاحیت حقوقی فرد در نظر گرفته است.

رفع حجر به معنای بازگشت استقلال و اهلیت قانونی فرد برای اداره اموال و تصمیم‌گیری‌های شخصی است. این فرآیند نیازمند طی مراحل قانونی مشخص و ارائه مدارک مستدل است که توسط دادگاه و کارشناسان مربوطه بررسی می‌شود. در ادامه این مطلب، به شرایط و روند قانونی لغو حکم حجر، مدارک لازم و نقش مراجع قضایی و کارشناسی در این زمینه پرداخته خواهد شد تا پاسخ مناسبی به این پرسش داده شود که چگونه می‌توان حکم حجر را باطل کرد یا رفع نمود.

قبلا در مطلب دیگری با عنوان حکم حجر چیست؟ به صورت مفصل این موضوع را تعریف کردیم و در این مطلب توسط که آقای دکتر خلیل جمعه زاده وکیل پایه یک دادگستری نوشته است، می‌خواهیم در مورد باطل کردن آن صحبت کنیم.

[lwptoc]

حَجر چیست و چه کسانی مشمول آن می‌شوند؟

در اصطلاح حقوقی، «حَجر» به حالتی گفته می‌شود که فرد به دلایل قانونی یا پزشکی از انجام برخی یا تمام امور حقوقی مانند معامله، قبول تعهد، یا تصرف در اموال خود منع می‌شود. به بیان ساده، شخص محجور صلاحیت انجام اعمال حقوقی را ندارد، چراکه قانون او را ناتوان یا غیرصالح در تشخیص مصلحت خود دانسته است.

طبق قانون مدنی ایران، سه گروه از افراد مشمول حجر هستند:

  1. صغیر: یعنی کسی که به سن بلوغ نرسیده است (کمتر از ۱۸ سال تمام).
  2. سفیه: فردی که اگرچه بالغ است، ولی قدرت تشخیص و مدیریت اموالش را ندارد و ممکن است دچار ولخرجی یا سوء‌مدیریت مالی شود.
  3. مجنون: کسی که دچار اختلالات روانی جدی است به‌گونه‌ای که قدرت تشخیص درست و نادرست را ندارد.

هر کدام از این افراد نیاز به سرپرست قانونی مانند ولی، قیم یا وصی دارند تا امور حقوقی‌شان را اداره کند. صدور حکم حجر در دادگاه، حقوق فرد را محدود می‌کند و پیامدهای قانونی گسترده‌ای دارد.

همچنین امکان صدور حکم حجر بعد از فوت وجود دارد که در مطلب دیگری به صورت مفصل در مورد آن صحبت کردیم.

حکم حجر چگونه صادر می‌شود؟

صدور حکم حجر یک فرآیند حقوقی است که با درخواست اشخاص ذی‌نفع آغاز می‌شود و تنها از طریق دادگاه صالح امکان‌پذیر است. این درخواست معمولاً از سوی ولی، قیم، بستگان نزدیک یا نهادهایی مانند دادستان ارائه می‌شود. برای اثبات حجر، باید مدارک و مستندات قابل قبولی به دادگاه ارائه شود؛ به‌ویژه در مواردی مانند جنون یا سفاهت، نظریه پزشکی قانونی نقش بسیار مهمی دارد.

دادگاه پس از بررسی مدارک، استماع نظرات کارشناسان، و احیاناً انجام معاینات روان‌پزشکی، اگر احراز کند که فرد توانایی تشخیص یا اداره امور مالی و شخصی خود را ندارد، حکم حجر را صادر می‌کند. این حکم باید در روزنامه رسمی کشور و یکی از روزنامه‌های کثیرالانتشار منتشر شود تا همه افراد جامعه از آن مطلع شوند. صدور این حکم به معنای سلب یا محدود شدن بسیاری از حقوق مدنی فرد است و امکان انجام اعمال حقوقی مانند فروش مال، تنظیم قرارداد و… را از او سلب می‌کند، مگر با اجازه سرپرست قانونی یا دادگاه.

آیا امکان ابطال حکم حجر وجود دارد؟

بله، در حقوق ایران امکان ابطال یا رفع حکم حجر وجود دارد، به‌شرط آن‌که وضعیت فرد محجور تغییر کرده باشد و دیگر شرایط حجر را نداشته باشد. به‌عبارت دیگر، اگر فردی که به‌علت جنون، سفاهت یا صغر محجور شناخته شده، بهبودی یافته یا به سن قانونی رسیده باشد، می‌تواند از دادگاه تقاضای رفع حجر کند.

برای این کار، شخص محجور یا نماینده قانونی او باید دادخواست رفع حجر را به دادگاه ارائه دهد و با ارائه مدارک و دلایل کافی، اثبات کند که شرایط حجر برطرف شده است. در بسیاری از موارد، نظر پزشکی قانونی و بررسی وضعیت روانی و عقلی فرد توسط کارشناسان رسمی، نقش تعیین‌کننده‌ای در تصمیم دادگاه دارد.

اگر دادگاه پس از بررسی، رفع حجر را تأیید کند، حکم جدیدی صادر می‌شود که به موجب آن، محدودیت‌های قبلی برداشته می‌شود و فرد می‌تواند مجدداً اعمال حقوقی را شخصاً انجام دهد. بنابراین، حکم حجر قطعی و همیشگی نیست و در صورت تغییر شرایط، کاملاً قابل بازنگری و لغو است.

چه زمانی می‌توان تقاضای رفع حجر را مطرح کرد؟

تقاضای رفع حجر زمانی قابل طرح است که شرایط و دلایلی که منجر به صدور حکم حجر شده‌اند، از بین رفته یا تغییر کرده باشند. به‌طور مشخص، هرگاه فرد محجور به وضعیت عادی بازگردد—برای مثال از بیماری روانی بهبود یابد یا توانایی اداره امور مالی و شخصی خود را بازیابد—می‌توان از دادگاه درخواست رفع حجر کرد.

در مورد صغیر، پس از رسیدن به سن قانونی (۱۸ سال تمام) و در صورتی که رشد عقلی او نیز تأیید شود، می‌توان رفع حجر را درخواست کرد. در مورد سفیه یا مجنون، شرط اصلی، ارائه مدارک پزشکی قانونی و نظریه کارشناسان مبنی بر بهبودی کامل و توانایی اداره امور است.

این درخواست ممکن است توسط خود فرد محجور (اگر شرایطش اجازه دهد)، ولی یا قیم او، یا هر شخص ذی‌نفع دیگر مطرح شود. زمان دقیق طرح درخواست بستگی به تشخیص بهبودی کامل و جمع‌آوری مستندات کافی دارد. دادگاه پس از بررسی دقیق شرایط، ممکن است حکم قبلی را لغو کند و با صدور حکم جدید، فرد را از وضعیت حجر خارج نماید.

اگر خیلی ساده بخواهیم این موضوع را شرح دهیم فرض کنید که پسری 12 ساله بعد از فوت والدینش مالک چند آپارتمان و مقداری جواهرات و … شده است (به او ارث رسیده است) و قیم وی برای اینکه این اموال حیف و میل نشود و یا مورد سو استفاده دیگران قرار نگیرد، از دادگاه درخواست حجر پسر 12 ساله را می‌کند. بعدا که این پسر به سن قانونی و بالای 18 سال رسید باید حکم حجر خود را ابطال کرده تا بتواند بر روی مایملک و اموال خود کنترل کامل داشته باشد.

به عنوان نکته مهم در نظر داشته باشید که وقتی صحبت از سن قانونی می‌شود، منظور سن 18 سال تمام است و منظور سن بلوغ که در دختران 9 سال قمری و در پسران 15 سال قمری است، نیست!

روند قانونی درخواست ابطال حکم حجر چگونه است؟

درخواست ابطال یا رفع حکم حجر، یک فرآیند حقوقی مشخص و گام‌به‌گام دارد که از طریق دادگاه انجام می‌شود. این درخواست زمانی قابل طرح است که فرد محجور یا نماینده قانونی او معتقد باشد دلایل حجر از بین رفته‌اند؛ برای مثال، فرد از بیماری روانی بهبود یافته یا دیگر دچار سفاهت نیست و توانایی انجام امور مالی و شخصی خود را به‌دست آورده است.

مرحله اول، تنظیم و ثبت دادخواست در دفاتر خدمات قضایی است. این دادخواست باید به‌نام دادگاه خانواده محل اقامت محجور ثبت شود و شامل مشخصات کامل طرفین، تاریخ صدور حکم حجر، و دلایل و مستندات جدید برای رفع حجر باشد.

مرحله دوم، بررسی پرونده توسط قاضی است. در این مرحله، دادگاه ممکن است نظر پزشکی قانونی را برای بررسی وضعیت عقلی یا روانی فرد جلب کند. در مورد ادعای رشد نیز، دادگاه ممکن است از کارشناسان برای بررسی صلاحیت فرد در اداره امور استفاده کند.

مرحله سوم، برگزاری جلسه رسیدگی است. در این جلسه، قاضی با توجه به مدارک، نظریه پزشکی قانونی، و دفاعیات طرفین، تصمیم‌گیری می‌کند.

در نهایت، اگر دادگاه احراز کند که وضعیت فرد تغییر کرده و دیگر مشمول حجر نیست، حکم رفع حجر صادر خواهد شد. این حکم باید مانند حکم قبلی در روزنامه رسمی و کثیرالانتشار منتشر شود تا اثر حقوقی کامل داشته باشد. پس از صدور حکم رفع حجر، محدودیت‌های فرد برداشته می‌شود و او می‌تواند مجدداً اعمال حقوقی را به‌طور مستقل انجام دهد.

پاسخ به سوالات شما توسط وکیل پایه یک دادگستری

همین الان سوال خود را در بخش نظرات بپرسید!

مشاوره تلفنی

پاسخگویی 8 صبح الی 8 شب

تنها با یک کلیک با ما تماس بگیرید !

مدارک لازم برای رفع حجر چیست؟

برای طرح درخواست رفع حجر، ارائه مدارک معتبر و مستندات قانونی ضروری است تا دادگاه قانع شود که شرایط حجر از بین رفته است. مهم‌ترین مدارک لازم عبارت‌اند از:

  1. تصویر حکم حجر قبلی: برای اثبات وجود حکم و اطلاع از علت دقیق صدور آن.
  2. گزارش یا نظریه پزشکی قانونی: در مواردی که حجر به‌علت جنون یا اختلال روانی صادر شده، ارائه نظریه تخصصی پزشک قانونی مبنی بر بهبودی کامل فرد ضروری است.
  3. شناسنامه و کارت ملی فرد محجور: برای احراز هویت.
  4. گواهی رشد (در مورد صغار): اگر فرد به سن قانونی رسیده و بخواهد اثبات کند که دارای رشد عقلی است، باید گواهی رشد از دادگاه دریافت کند.
  5. دادخواست رفع حجر: که از طریق دفاتر خدمات الکترونیک قضایی ثبت می‌شود.
  6. دلایل و مستندات تکمیلی: مانند گواهی اشتغال، تحصیلات، سوابق مالی، یا هر مدرکی که نشان دهد فرد توانایی اداره امور خود را دارد.

دادگاه پس از بررسی این مدارک و نظر کارشناسان، تصمیم‌گیری می‌کند که آیا فرد همچنان محجور است یا صلاحیت حقوقی او قابل بازگرداندن است. هرچه مدارک کامل‌تر و مستدل‌تر باشند، احتمال پذیرش درخواست بیشتر خواهد بود.

ممکن است که در یک جلسه دادگاه، قاضی قانع نشده و نیاز به جلسات بیشتری وجود داشته باشد که وجود وکیل پایه یک دادگستری که به این موارد وارد است می‌تواند سرعت انجام کار را تا حد بسیار زیادی بالا ببرد.

نقش پزشکی قانونی در لغو حکم حجر

پزشکی قانونی نقش بسیار مهم و تعیین‌کننده‌ای در روند لغو یا رفع حکم حجر دارد، به‌ویژه در مواردی که حجر به‌دلیل جنون، اختلالات روانی یا ناتوانی ذهنی صادر شده باشد. در چنین شرایطی، دادگاه برای اطمینان از وضعیت فعلی فرد محجور، او را به پزشکی قانونی ارجاع می‌دهد تا وضعیت سلامت روان و توانایی تشخیص و تصمیم‌گیری او بررسی شود.

کارشناسان پزشکی قانونی با انجام معاینات تخصصی، مصاحبه‌های روان‌پزشکی و بررسی سوابق پزشکی، گزارشی تهیه می‌کنند که نشان می‌دهد آیا فرد از نظر عقلی و روانی به وضعیت طبیعی بازگشته و توانایی انجام امور حقوقی را دارد یا خیر.

گزارش پزشکی قانونی یکی از اصلی‌ترین مستنداتی است که قاضی برای صدور یا رد حکم رفع حجر به آن استناد می‌کند. در واقع، اگر این نهاد تخصصی تأیید کند که فرد دیگر مشمول حجر نیست، احتمال بسیار زیادی وجود دارد که دادگاه با ابطال حکم حجر موافقت کند. بنابراین، می‌توان گفت که نظر پزشکی قانونی در این روند، جنبه کارشناسی و داوری تخصصی دارد و نقش کلیدی در سرنوشت حقوقی فرد ایفا می‌کند.

پزشکی قانونی معمولا سوالات مشخصی را از فرد می‌پرسد که ما در کانال تلگرام موکل یار و در این پست به این سوالات اشاره کردیم. هدف از از پرسش این سوالات، بررسی وضعیت ذهنی، رشد فکری و عقلی شخص است و انتظار نمی‌رود که همه به این سوالات پاسخ یکسان دهند.

پس از رفع حجر، چه حقوقی به فرد بازمی‌گردد؟

با صدور حکم رفع حجر، فرد محجور دوباره از کلیه حقوق مدنی و اجتماعی برخوردار می‌شود که پیش‌تر به‌واسطه حکم حجر از آن‌ها محروم شده بود. مهم‌ترین حقوقی که به فرد بازمی‌گردد عبارت‌اند از:

  1. حق انجام معاملات: فرد می‌تواند به‌صورت مستقل اقدام به خرید، فروش، اجاره، هبه و سایر معاملات قانونی کند.
  2. حق مدیریت اموال: پس از رفع حجر، فرد می‌تواند دارایی‌ها، حساب‌های بانکی و املاک خود را شخصاً اداره کند و دیگر نیازی به قیم یا ولی ندارد.
  3. حق اقامه دعوا و دفاع در دادگاه: شخص می‌تواند مستقیماً طرح دعوا کند، از خود دفاع نماید و وکیل بگیرد.
  4. اهلیت برای انجام امور حقوقی: مانند تنظیم قراردادها، پذیرش تعهدات، یا استفاده از حقوق ارث و وصیت.

به‌طور کلی، رفع حجر به معنای بازگشت استقلال حقوقی و صلاحیت کامل قانونی است. از آن لحظه به بعد، فرد در برابر اعمال و تصمیمات خود مسئول است و قانون، او را همانند سایر اشخاص بالغ و رشید می‌شناسد. این تغییر وضعیت باید در روزنامه رسمی اعلام شود تا برای همگان معتبر و قابل استناد باشد.

نمونه دادخواست رفع حجر

در ادامه برای شما نمونه‌ای از دادخواست رفع حجر را می‌آوریم که مشاهده نمایید:

ریاست محترم اداره سرپرستی شهرستان تهران

با سلام و احترام:

اینجانب در مورخه ……………… به دلیل ابتلا به بیماری اسکیزوفرنی در بیمارستان بستری شدم. مدت‌زمان زیادی تحت درمان پزشکان بودم تا بالاخره توانستم به بهبودی دست یابم. در مدتی که دچار بیماری بودم، پدرم به‌عنوان ولی قهری بنده، اداره امور مالی اینجانب را عهده‌دار بود. حالیه با عنایت به گواهی پزشک بنده که تأیید می‌کند اینجانب صلاحیت عقلی برای اداره امور مالی خود را دارم از شما می‌خواهم دستور مقتضی نسبت به خروج بنده از حجر اعلام نمایید.

توجه کنید که نمونه آورده شده فاقد هر گونه ارزش قضایی برای شما است و این دادخواست باید برای شما و بر اساس جزییاتی که در زندگی شما وجود داشته و باعث محجور شدن شما شده است، نوشته شود.

اگر فقط می‌خواهید نوشتن دادخواست رفع حجر خود را توسط یک تیم حرفه‌ای انجام دهید، کافیست که با ما تماس گرفته و پس از یک جلسه مشاوره، دادخواست مناسب و کاملی برای شما نوشته خواهد شد.

آیا رفع حجر نیاز به وکیل دارد؟

رفع حجر یک فرآیند حقوقی پیچیده است که طی آن فرد محجور یا نماینده قانونی او باید مدارک و دلایل کافی برای اثبات بهبود وضعیت ارائه کند. در چنین روندی، استفاده از وکیل می‌تواند بسیار مؤثر و کمک‌کننده باشد، اما به صورت قانونی الزامی نیست.

داشتن وکیل مجرب در این زمینه باعث می‌شود که پرونده بهتر و منسجم‌تر تنظیم شود، مستندات قانونی و پزشکی به‌درستی ارائه گردد، و در جلسات دادگاه دفاعیات قوی و مستدل مطرح شود. وکیل می‌تواند راهنمایی‌های تخصصی درباره نحوه تهیه مدارک، تنظیم دادخواست و روند دادرسی ارائه کند و از بروز اشتباهات حقوقی جلوگیری نماید.

با این حال، اگر فرد یا نماینده‌اش آشنایی کافی با فرآیندهای قضایی داشته باشند، می‌توانند شخصاً نیز اقدام به طرح دادخواست رفع حجر کنند. اما به دلیل اهمیت موضوع و پیچیدگی‌های احتمالی، استفاده از وکیل توصیه می‌شود تا احتمال موفقیت در ابطال یا رفع حکم حجر افزایش یابد.

در سال ۱۴۰۳، تیم حقوقی ما موفق به رسیدگی و پیگیری بیش از ۵۰ پرونده مربوط به حکم حجر شده است که با تلاش و تخصص وکلای مجرب ما، تمامی آن‌ها به نتایج مطلوب و رضایت‌بخش ختم شده‌اند. باید توجه داشت که پرونده‌های حجر فقط به مسئله اصلی محدود نمی‌شوند؛ پس از رفع حجر، ممکن است نیاز باشد در خصوص معاملاتی که در دوران حجر انجام شده و صحت آن‌ها مورد تردید است نیز اقدام شود. این یعنی پرونده ممکن است به چند بخش و مراحل مختلف تقسیم شود و یک وکیل باید توانمندی و تجربه لازم را داشته باشد تا بتواند همزمان چند پرونده مرتبط را مدیریت کند و بهترین نتیجه را برای موکل به ارمغان بیاورد.

اگر شما یا عزیزانتان با مسئله حجر مواجه هستید و می‌خواهید با اطمینان و تخصص، بهترین مسیر حقوقی را طی کنید، هم‌اکنون با ما تماس بگیرید. تیم حقوقی ما آماده است تا در تمامی مراحل همراه شما باشد و با دقت و دانش حقوقی، حقوق شما را به‌خوبی پیگیری کند.

 

اگر سوالی در رابطه با این نوع مسایل دارید میتوانید به صفحه  جرایم کیفری و یا موارد یا سایر مسائل حقوقی خود سوالی دارید، می‌توانید برای دریافت مشاوره تخصصی با ما در تماس باشید.

ما تلاش می‌کنیم در کوتاه‌ترین زمان، راهنمایی دقیق، کاربردی و متناسب با شرایط پرونده شما ارائه دهیم.

شماره‌های تماس:

02128422706

 

همچنین برای دریافت مطالب حقوقی بیشتر و پاسخ به پرسش‌های متداول، می‌توانید در کانال تلگرام و بله ما عضو شوید:

تلگرام:برای اطلاع از مطالب آموزشی به کانال تلگرام ما بپیوندید 

بله: برای اطلاع از مطالب آموزشی به کانال بله ما بپیوندید 

 

 

سوال و نظر شما در مورد این مقاله چیست؟

اشتراک در
اطلاع از

2 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین
م.اسدی
1 ماه قبل

با سلام در خصوص شخصی که محجور بوده ولی سالها این موضوع به هر دلیلی کتمان شده یعنی برای امور محجور به دادگاه مراجعه نکرده اند که طبق قانون برای وی قیم و سرپرستی معین شود سپس در 99/۱/۲۰ حکم حجر وی از محاکم خانواده کرج صادر شده طبق نظریه پزشکی قانونی و رفتار و حالات شخص در دادگاه حجر وی بدلیل جنون محرز گردیده و شروع حجر وی از تاریخ ۱۳۸۳/۴/۱۴ اعلام شده و محجور متولد سال ۱۳۴۳ می‌باشد که پس از قطعیت دادنامه حجر و تعیین قیم سپس از طرف فرزندان محجور به حکم حجر در اداره سرپرستی اعتراض کرده اند و طی معرفی محجور به پزشکی قانونی جهت بررسی و رفع حجر سپس کمیسیون سه نفره در تاریخ ۱۳۹۹/۷/۸ تشکیل و نظریه کمیسیون مجدد حجر وی را طبق پرونده بالینی و سوابق بستری بیمارستانی بدلبل ابتلا به بیماری جنون ادواری از تاریخ ۱۳۸۳/۴/۱۴ تایید و موضوع بررسی : رفع حجر
که پس از مصاحبه ای که با محجور بعمل آمده در حال حاضر شرایط رفع حجر را ندارد
سپس به نظریه کمیسیون اعتراض نموده اند که جلسه کمیسیون پنج نفره تشکیل شده و نظریه کمیسیون بدین شرح بوده : در تاریخ ۱۳۹۹/۱۰/۲ کمیسیون پنج نفره پزشکی قانونی تشکیل و با وجود اطلاع رسانی قبلی بیمار حضور بعمل نیاورده و بهمین علت اظهارنظر مقدور نمیباشد و در این حین فرزندان محجور دادخواست عزل قیم را به دادگاه تقدیم نموده و درخواست خود را منضم به دادنامه نصب قیم و اینکه بدلیل قرابت و نزدیکی با شخص محجور که نزد آنها زندگی میکند را و خود را شایسته و ارجح در اخذ قیومیت دانسته و چون قیم در شهر و استان دیگری زندگی میکند دچار عسر و حرج است لذا درخواست عزل وی را نموده اند که در تاریخ حضور جهت پرونده عزل قیم ، قیمه که خواهر محجور می‌باشد با ارسال لایحه بدلیل قرنطینه بودن بدلیل ابتلا به کرونا عذر خواسته و در خواست تعیین وقت دیگری نموده و در لایحه ابراز نموده که بنده با حکم دادگاه قیومیت برادرم را گرفته و برادرم اکنون مالی ندارد و تمامی اموال وی توسط فرزندانش ( معترضین به حکم حجر و پس از تایید حجر و رد رفع حجر بناچار راه پیشنهاد عزل قیم را در پیش گرفته اند )با سواستفاده از وضعیت بیمار بنام خودشان ثبت نموده اند که دادگاه نیز در جلسه مذکور که ۹۹/۱۰/۲۰ بوده با مکاتبه قضایی و ارجاع پرونده به شعبه سرپرستی در خصوص ادعای فرزندان محجور جهت عزل قیم خواستار بررسی موضوع و معرفی محجور به پزشکی قانونی جهت اعلام نظر و ادعای قیم در لایحه ارسالی از دادیار شعبه سرپرستی اظهارنظر نموده که در این اثنا بدلایل نامعلومی برگ استعفای قیم به شعبه سرپرستی بتاریخ ۹۹/۱۱/۸ و سپس در پرونده عزل قیم حکم رفع حجر و عزل قیم به استناد نظریه پزشکی قانونی که بعداً کپی نظریه را از پرونده شعبه سرپرستی اخذ کرده که در نظریه تحت عنوان کمیسیون پنج نفره بوده و در تاریخ ۹۹/۱۰/۱۸ که موضوع اعتراض به نظریه کمیسیون سه نفره و شرح معرفی رفع حجر بوده ( بدون اشاره به تشکیل کمیسیون پنج نفره تاریخ ۹۹/۱۰/۲ که بدلیل عدم حضور غیرموجه محجور امکان اظهار نظر مقدور نبوده ) مجدد شروع حجر را از تاریخ ۱۳۸۳/۴/۱۴ تایید و اکنون جهت رفع حجر مراجعه و اعلام نموده بیمار در معیت فرزندش در کمیسیون پنج نفره حاضر و پس از مصاحبه و تبادل نظر در حال حاضر محجور نمیباشد و بیماری در فاز خاموشی ( افاقه ) می‌باشد و بیمار مبتلا به بیماری اختلال ادواری دوقطبی بوده که در زمان عود بیماری مسئول اعمال خود نمیباشد ولی اکنون در فاز خاموشی بیماری بوده و در فاز خاموشی دارای قدرت تمیز می‌باشد و در پرونده عزل قیم ذکر شده بدلیل پیشنهاد شعبه سرپرستی و گواهی پزشکی قانونی ( بدون ذکر شماره نظریه پزشکی قانونی که افاقه کامل بیمار را تایید نموده باشد ) رفع حجر و متعاقبا چون دلیلی برای ادامه قیومیت وجود ندارد عزل قیم نیز در تاریخ ۹۹/۱۱/۱۴ صادر شد و اکنون بنده که خواهان حکم حجر برادرم بودم و حکم حجر را گرفتم و همچنین خواهرم را برای اخذ قیومیت به دادگاه معرفی نمودم و پس از تایید صلاحیت وی حکم انتصاب ایشان به قیومیت از تاریخ تحریر حکم حجر صادر شد و سوال اینست که صدور حکم رفع حجر پس از اعلام نظر کمیسیون های مختلف پزشکی قانونی که همگی حجر وی را از تاریخ ۱۳۸۳/۴/۱۴ تایید نموده و در نهایت رفع حجر را که مربوط به شرایط حال حاضر و آینده محجور است را معین نموده آیا میتواند اعمال حقوقی محجور در زمان حجر که بارها تایید شده را صحیح قلمداد نماید ؟
بعبارتی آیا رفع حجر و افاقه حال محجور میتواند آثار حجر گذشته را نیز تغییر دهد و اگر پاسخ مثبت است با ذکر ماده قانونی و دلایل قانونی که بتوان به آن استناد و یا از آن ماده قانونی بحکم قانون تبعیت نمود بیان بفرمایید

تلگرام WhatsApp واتساپ اینستاگرام Bale کانال بله

با پر کردن فرم زیر همین حالا مشاوره تخصصی دریافت کنید